روزمرگی ها

هیچ

  • صفحه‌اصلی
  • پروفایل
  • مطلب منتخب
  • مطلب پیشنهادی

چهارشنبه

.

بعد از امتحان، بابای یکی از بچه ها لطف کرد و مارو همراه خودشون برگردوند خونه =)

بنده خدا فکر کنم به تعارف و احترام، آلرژی داشت. چون وقتی دید زیاد تعارف میکنم، بهم گفت: "اگه یه بار دیگه تعارف کنی وسط بیابون پیاده ت میکنم." 🔪😂 بنابراین تو مابقی مسیر، سکوت کردم و از پنجره ی ماشین به افق خیره شدم :/

.

پ.ن: کتاب هایی که سفارش داده بودم رسید. ولی جلد کتاب "آب نبات پسته ای" رو دوست ندارم

اونی که من دیدم و سفارش دادم یه شکل دیگه بود :(

پ.ن۲: استاد نمونه به این میگن. هنوز ۴ ساعت از امتحان دادنمون نگذشته ولی برگه هارو تصحیح کرده و نمره های بافت شناسی رو گذاشته تو سامانه. ۱۹ شدم. نسبت به ضخامت کتابش نمره ی خیلی خوبیه. خداروشکر 🌱

.

.

پنجشنبه

داشتم مسواک میزدم و دهنم پر از کف خمیردندون بود که نیم وجبی اومد یه چیزی ازم پرسید. برای اینکه بتونم سریع جوابش رو بدم خمیر دندون رو قورت دادم. بعدش به این فکر افتادم که نکنه خوردن خمیر دندون خطرناک باشه؟ 🤔

رفتم از هوش مصنوعی پرسیدم...

و فهمیدم خیلی خطرناکه :|

تشنج؟ مشکل قلبی؟!

خوندنش یه آرامش خاصی رو ازم گرفت 😂 همین چند وقت پیش برای ضربان قلبم رفتم دکتر

تازه دهنمم پر بود. فکر کنم خیلی خوردم. الان یه "حاجییی نمیرممم" خاصی تو چشمامه

جمعه

خب من هنوز زندم :)

و اینکه به لطف خدا عادت تمرین زبان ۲۵۰ روزه شد ⚡🌱

Matin
Matin شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 2:27

این صدای ضعیف ولی مستمر یک فرد طالب تغییره. دوست دارم در آینده نه چندان دور این وبلاگ رو سکوی پرش خودم به سمت آرزو ها و آرمان شهر خودم ببینم.

قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
روزمرگی ها هیچ
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • چهارشنبه
  • یار های مهربان بیشتری در راهند
  • یه خلاصه از هفته ای که گذشت
  • سه شنبه
  • شنبه
  • از قشنگیای درس روانشناسی
  • شنبه
  • فشار درسی چه میکنه :/
  • سه شنبه
  • دکترِ پولکی 💸
  • آخرین کلاسای عملی
  • این چی بود دیگه :/
  • زیبایی
  • غذای روح
  • نیم وجبی 🦖
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴