روزمرگی ها

هیچ

  • صفحه‌اصلی
  • پروفایل
  • مطلب منتخب
  • مطلب پیشنهادی

آخرین کلاسای عملی

یکشنبه ۳۱ خرداد

امروز آزمایش CBC رو انجام دادیم. توی این آزمایش باید تعداد سلول های خونی رو حساب می کردیم.

قرار شد من از یکی از بچه های گروهمون خون بگیرم. ازش خواستم بشینه روی صندلی تا اگه حالش بد شد و غش کرد، طوریش نشه. ولی انگار بهش برخورد.

ظاهرا معتقد بود غش کردن توهینه و با لهجه ی بختیاری گفت:

+برو بینیم بوآ (بابا) مگه دخترم؟ لُری که با یه خونریزی غش کنه رو باید کُشت 😂😂

ولی بالاخره قانع شد بشینه رو صندلی

بعد اینکه خونش رو با لوله مخصوص مکیدم و با رقیق کننده مخلوط کردم، خونو بردیم تحویل مسئول آزمایشگاه دادیم تا برامون آمادش کنه.

ولی مسئول آزمایشگاه نمونه ی ما از دستش افتاد و الان مجبوریم برای بار دوم نمونه بگیریم.

حالا دوباره باید خون مردم رو بمکم :(

.

پ.ن: طبق دستورالعمل، نشستم تک تک سلول هارو زیر میکروسکوپ شمردم و بعد چند تا ضرب و تقسیم، به عدد نهایی رسیدم. عدد رو گزارش دادم. مسئول آزمایشگاه گفت خوبه. ولی بعد گفت این روشی که انجام دادیم چندان کارایی نداره و الان دستگاه های اتوماتیک کار شمردن سلول های خونی رو انجام میدن.

منِ تباه رو بگو که نشستم این همه نقطه رو زیر میکروسکوپ شمردم و گذاشتمش تو فرمول :/

.

پ.ن۲: بازی ایران و بلژیک رو با بچه ها تو خوابگاه دیدیم D:

انتظار خودم این بود که ۳_۱ یا ۲_۱ قراره نتیجه رو واگذار کنیم، ولی عملکرد تیممون بهتر از انتظارم بود و ۱_۱ تموم شد.

.

.

دوشنبه ۱ تیر

چای کیسه ای هل دار نیوشا واقعا عالیه. چقدر برای صبحونه چسبید :)))

هم اتاقی هام رفتن آزمایشگاه شیمی و من موندم خوابگاه تا بعداً برم.

توی این فاصله، رفتم طبقه پایین دوش گرفتم و در خلوت خودم یه چای هل دار نیوشای دیگه هم زدم بر بدن 💆‍♂️☕

پ.ن: با هم گروهی ها رفتیم آزمایشگاه بیوشیمی دانشکده پزشکی. توی آزمایشگاه قرار بود ببینیم چقدر طول میکشه تا شیر در حضور آنزیم تبدیل به پنیر بشه. نمونه ۳ از شیر و آنزیم رو توی دستگاه گذاشتیم تا به حرارت ۸۰ درجه برسه. توی این دما، آنزیم ها از کار میوفتن و طبیعتاً نباید پنیر تشکیل بشه؛ ولی دیدیم یه پنیر ضخیم تولید شده 🧀🫥

به مسئول آزمایشگاه گفتیم و بهمون گفت مطمئنم یه جایی رو اشتباه کردین و تقصیر خودتونه :/

چند دقیقه گذشت و دیدیم نمونه ی همه گروه های دیگه هم پنیر شده🤣🤣 فهمیدیم مسئول آزمایشگاه دمای دستگاه رو درست تنظیم نکرده

بهش گفتم: قرار بود اصلا پنیری تشکیل نشه ولی این خفن ترین پنیری بود که به عمرم دیدم🗿

اونم خندش گرفت 😂

.

پ.ن۲: الان دقیقا وسط ظهر هستیم ولی آبپاش های دانشکده وصلن. نمیشد یه زمان دیگه برای آبیاری انتخاب کنن تا آب کمتری تبخیر بشه و هدر بره ؟ :/

پ.ن۳: فردا قراره واقعا روز سنگینی باشه. کلاس عملی باکتری شناسی داریم. بعدش امتحان فیزیولوژی داریم. بعدشم باید بریم کلاس بیوشیمی. بعضی از بچه ها هم واقعا عجیبن. یکیشون برای امتحان فردا تازه میخواد امروز شروع کنه :/ میگه میخواد با یه قهوه خوردن و یه شب نخوابیدن درسو جمع کنه. اصلنم نگران نیست. حالا من با اینکه یه دور همه رو خوندم و دارم مرور میکنم بازم استرس دارم 🫠

.

.

سه شنبه ۲ تیر

صبح از خواب بیدار شدم و دیدم هوا روشنه. دیگه خوابم نمیومد. فکر کردم ساعت ۷ باشه. ولی دیدم هنوز ۵ نشده 😐 طولانی بودن روز ها ساعت بیولوژیک منو حسابی به هم ریخته :/

پ.ن: این درخت توی خوابگاه رو خیلی دوست دارم :)))) دوست دارم یه بار زیرش کتاب بخونم

پ.ن۲: رفتیم آزمایشگاه باکتری شناسی. تجربه ی قشنگی بود.

عکس بالا محیط کشت حاوی سیتراته =) اگه باکتری سیترات رو مصرف کنه، رنگش از سبز به آبی تغییر میکنه و اینطوری میفهمیم که تست سیترات باکتری مثبت بوده.

پ.ن۳: از امتحان برگشتیم خوابگاه. سطل آشغال اتاق پر شده. بچه ها همه روی تختا دراز کشیدن و درباره ی اینکه کی باید سطل رو خالی کنه بحث میکنن :/ آخرش خودم رفتم خالیش کردم. بعد یهو بچه ها اینجوری ابراز ناراحتی کردن: "وااااای متینننن شرمنده مون کردیییی" 😆

توی ابراز شرمندگی حرف ندارن

دقیقا عین سازمان ملل که فقط ابراز نگرانی میکنه :)

پ.ن۴: کلاسا تموم شد و برگشتم خونه. توی پارک این کلاغه رو دیدم که انگار خیلی تشنه ش بود :( با نوک باز به یه جا خیره شده بود و حرکت نمیکرد.

هیچ بطری آبی همراهم نبود و کارت های بانک ملی هم از کار افتاده بودن و نتونستم براش آب بخرم

حیف

Matin
Matin جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵ ، ساعت 1:30

این صدای ضعیف ولی مستمر یک فرد طالب تغییره. دوست دارم در آینده نه چندان دور این وبلاگ رو سکوی پرش خودم به سمت آرزو ها و آرمان شهر خودم ببینم.

قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
روزمرگی ها هیچ
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • از قشنگیای درس روانشناسی
  • شنبه
  • فشار درسی چه میکنه :/
  • سه شنبه
  • دکترِ پولکی 💸
  • آخرین کلاسای عملی
  • این چی بود دیگه :/
  • شوخی شوخی جدی شد
  • بی خبری، خوش خبری نیست
  • حیف
  • واااااای باورم نمیشه
  • سلام بر سالار عشق
  • زیبایی
  • غذای روح
  • نیم وجبی 🦖
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴