شنبه
یکی از هم اتاقیام، ورزش زورخونه میره. امروز با خودش، میل های زورخونه شو آورده خوابگاه 😂😂

یکی دیگه از دوستان هم با خودش یه چتر آورده که وقتی هوا آفتابی بود ازش استفاده کنه 🗿
اتاق عجیبیه کلا 😂
یکشنبه:
برادر در حین تمرین با میل های زورخونه رویت شد :)))

حسی که احتمالا برادر داره:

پ.ن: یکی از بچه ها میگه فامیل اجدادش، قبلا "خان تریاکی" بوده. توضیح داد که پدربزرگ و جدش توی کار خرید و فروش تریاک فعالیت میکردن. وقتی دید دارم یه جوری نگاش میکنم، سریع برگشت گفت: حالا یه وقت فکر نکنی خودمون تریاک مصرف می کردیماااا
ما فقط تاجرش بودیم خودمون نمی کشیدیم
بقیه رو معتاد می کردیم 😌😂
دوشنبه
امروز امتحان آزمایشگاه داشتیم
خیلی دوست داشتم آزمایش سنجش غلظت گلایسین به من بیوفته. خیلی ساختن این محلول ها و ترکیب کردنش رو دوست دارم. و همین شد :)
توی امتحان یکی از اینا ساختم (البته عکس قدیمیه، نمیذاشتن از گوشی سر جلسه استفاده کنیم)
همه چیز خداروشکر به خوبی پیش رفت
پ.ن: آزمایشگاه حشره شناسی دانشکده :)))


