روزمرگی ها

هیچ

  • صفحه‌اصلی
  • پروفایل
  • مطلب منتخب
  • مطلب پیشنهادی

لطفا door نزنید 🗿🤝😂

بچه ها کاملا جدی اینو چسبونده بودن به در اتاق و من تازه دیدمش :)

پ.ن: مسئول خدمات خوابگاه اومد سالن مطالعه رو تمیز کنه. همه بچه ها کمکش کردن و کار نیم ساعته، توی ده دقیقه تموم شد😄 درود بر این درایت و فرهنگ🥰

Matin
Matin شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۴ ، ساعت 11:36

فردای شب آرزوها ✨

استاد آناتومی و یکی از بچه های کلاس چه پیامای قشنگی گذاشتن برای لیله الرغائب🙂💖

پ.ن: حساب کردم دیدم اگه هر روز فقط پنج صفحه کتاب بخونم، توی یه سال میشه 1825 صفحه مطالعه🔥

برشی از {تکه هایی از یک کل منسجم}:

دنیای احساس ها، دنیای زیبایی است که معمولا با آن غریبه هستیم و در بیشتر مواقع یا از آنها میترسیم و یا آنها را سرکوب میکنیم. این غریبگی را از اطرافیانمان آموخته ایم. پدر و مادری را در نظر بگیرید که به فرزندنش میگوید: گریه نکن! مرد که گریه نمیکند. یا مثلا بلند نخند زشته و...

غافل از اینکه این سرکوب احساس ها است که به ما و رابطه هایمان و اول از همه به رابطه خودمان با درونمان آسیب میزند

.

پ.ن2: سه فایل برای امتحان فردا باید میخوندم که سومی رو گذشتمش برای امروز

الان که حجم مطالبش رو دیدم باید برم نماز وحشت بخونم 😂

.

پ.ن3: بچه نارنگی :)

Matin
Matin جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ ، ساعت 12:31

❄️

دیروز عازم شهرستان بودیم چون خالم از کربلا اومده بود و یه مهمونی در پیش داشتیم.

برف تمام شهر رو پوشونده.😃

باغچه مونم سراسر برف و گل بود و داشت وسوسم میکرد یه عکس ازش بگیرم🤓

چقدر قشنگ شددد. اگه حوصله بذارم واقعا عکسای قشنگی میشه با گوشیم گرفت.🤌

قسمتی از کتاب {تکه هایی از یک کل منسجم} چه قشنگ گفته:

ما برای هر به دست آوردنی، چیزی را از دست میدهیم. برای رسیدن به خانه بزرگتر، باید بیشتر کار کنیم و راحتی گذشته را از دست میدهیم.

برای دیدن ازدواج فرزندانمان، بودن آنها در خانه را از دست میدهیم.

در هر به دست آوردنی، نوعی از دست دادن وجود دارد. ما میتوانیم این از دست دادن ها را فرصت بدانیم و به استقبال تجربه های جدیدتر

برویم یا اینکه همچنان به {از دست داده هایمان} بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم.

Matin
Matin جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴ ، ساعت 11:15

لحظه ای آرامش🌱

امروز بالاخره شهر ما هم بارون اومد😃

خدایاشکرت🥲

بچه هایی که دانشگاه موندن یه فیلم دادن و فهمیدم اونجا برف اومده😍

بعد خرید برگشتم خونه و حین مطالعه یه شیرکاکائوی افسانه ای درست کردم😋

پ.ن: ساعت نزدیک هفت شبه و دوباره بارون گرفت😍

Matin
Matin پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ ، ساعت 18:56

این صدای ضعیف ولی مستمر یک فرد طالب تغییره. دوست دارم در آینده نه چندان دور این وبلاگ رو سکوی پرش خودم به سمت آرزو ها و آرمان شهر خودم ببینم.

قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog
روزمرگی ها هیچ
  • آرشیو
  • سرتیترها
  • فید وب
  • نقشه وب
  • طراح قالب بلاگفا
  • شنبه
  • از قشنگیای درس روانشناسی
  • شنبه
  • فشار درسی چه میکنه :/
  • سه شنبه
  • دکترِ پولکی 💸
  • آخرین کلاسای عملی
  • این چی بود دیگه :/
  • شوخی شوخی جدی شد
  • بی خبری، خوش خبری نیست
  • حیف
  • واااااای باورم نمیشه
  • زیبایی
  • غذای روح
  • نیم وجبی 🦖
  • سبزعلی (1)
  • کارت ملی (1)
  • رمضان (1)
  • دکتر (1)
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴