محاکمه ی اشتباه

صبح داشتم برای صبحونه املت درست میکردم که دادِ پدرم رفت هوا. قسمتی از کیسه برنج، تیره شده بود و بوی سرکه می داد. انگشت های اتهام فوراً نیم وجبی رو نشونه گرفت. نیم وجبی علاقه ی زیادی به قاطی کردن ادویه ها و مواد مختلف با همدیگه داره و اینجوری فکر میکنه تونسته یه ترکیب شیمیایی خفن بسازه. (شاید این از عوارض جانبی تماشای سریال Breaking Bad باشه😅). کسی با حکم صادر شده مخالفتی نکرد و بلافاصله علیه نیم وجبی پرونده قضایی تشکیل شد. قرار شد بلافاصله بعد از اینکه از خواب بیدار بشه، با یه سلام و احوال پرسی گرم روبرو بشه :(
قرار شد برنج هارو روی یه سینی بریزیم تا اون قسمتیش که خراب نشده رو جدا کنیم. وقتی داشتیم گونی برنج رو خالی میکردیم، یهو یه پلاستیک از داخل کیسه افتاد بیرون. توی پلاستیک یه کاهوی فاسد شده بود که مایع تیره رنگی ازش بیرون زده بود. معلوم شد علت تیره شدن کیسه، یه کاهو بوده. کاهویی که قرار بوده برای سالاد استفاده بشه و برای اینکه خورده نشه، توی کیسه گذاشتنش و بعد یادشون رفته بردارنش. در نتیجه ثابت شد شیمی دان خونه ی ما بی گناه بوده :)
بعد این اتفاق، یه سر به دانشمندمون زدم. روی تختش غرق خواب بود. بی خبر از همه جا 😪
