بخش دی 📖

لبخند آرامش بخشی می زند:«کارت تو این دو هفته ی گذشته خیلی خوب بوده اِمی. همه ی بیمارا بهم میگن تو شنونده ی فوق العاده ای هستی. انگار دانشجو های دیگه یادشون رفته که بیماران روانی هم انسانن، درست مثل ما. اونا فقط می خوان حالشون بهتر شه و بخشی از وظیفه ی تو در مقام یک روان پزشک، ارائه ی بهترین شکل مراقبت به اوناست»
«می دونم»
سرش را کج می کند و درست مثل همیشه متفکرانه نگاهم می کند: «اِمی، چرا اینقدر نگرانی؟»
«به نظر میاد شیفت خیلی خطرناکی باشه.»
«همه چی خوب پیش میره.» با چشمان آبی اش به من خیره می شود: «بیمارا با دارو هایی که مصرف می کنن، تحت کنترلن. پس جای نگرانی نیست»
به نظر دروغ بزرگیه. اگه تحت کنترلن، پس این بخش نباید قفل می شد، درسته؟...

Matin
یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 10:32