یه روز کاملا عادی با نیم وجبی :))))
دیدم با یه کمربند، پاهاشو به یه صندلی بسته و داره بارفیکس میره. و حین بارفیکس رفتن، صندلی رو با پاهاش بالا و پایین میبره.
وقتی دید دارم میخندم، خندش گرفت و نزدیک بود بخوره زمین 😐😂
گفت میخواد اینجوری قوی تر بشه 🤣🤣
من با وجودش هیچوقت افسردگی نمیگیرم 😂

Matin
چهارشنبه ششم خرداد ۱۴۰۵ ، ساعت 17:17